داستان من و خواهرم سارا

سلامی دوباره به شما همراهان همیشگی و خوانندگان عزیزم من مهرداد هستم و 28 سالمه.

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیته نه مثه بقیه دوستان زیاده رو میکنم و نه اینکه مثه خیلیا دروغ بگم.

تک به تک چیزایی که واستون تعریف میکنم با چشم خودم دیدم.اینکه باورتون بشه یا نشه به عهده ی خودتون میزارم.

ماجرا از اونجا شروع شد یه روز از باشگاه اومده بودم خونه. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم سارا”

داستان ترسناک جنی واقعی و فوق وحشتناک/ اگه ناراحتی قلبی داری نخون

این هم از داستان ترسناکی که قولشو داده بودم

سلام دوستان اول از خودم بگم من علی هستم 27 سالمه قدم 185 هستش و حدودا 80 کیلو هستم بدنم کاملا ورزشکاری و سیکس پک دار

طوری که همه رو جذب خودم میکنم موهام تقریبا بوره و چشم هام سبزه

این جریان مربوط به یک ماه قبل میشه اون موقع اولین بار بود که بعد از ازدواج رفته بودیم خونه ی خواهر زنم لیلا

البته از خانومم بگم اسمش فاطیما هستش 25 سالشه و دو سال از من کوچیکتره

قدش 177 و 70 کیلو و مثه خودم ورزشگاره البته نه به عنوان شغل بلکه برای تفریح همیشه ورزش میکنیم چه خونه چه باشگاه. ادامه خواندن “داستان ترسناک جنی واقعی و فوق وحشتناک/ اگه ناراحتی قلبی داری نخون”

داستان شب اول ازدواح ( شب زفاق ) من و شوهرم علی

سلام به شما دوستان عزیز من لیلا هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم

هیچ جایی نشنیده این و حتما تا اخرش بخونید.

من و علی دو سالیه که ازدواج کردیم ولی هیچ موقع شب زفافمون رو از یاد نمیبریم.

شب اول ازدواج مهمترین روز زندگیه هر شخصیه … ادامه خواندن “داستان شب اول ازدواح ( شب زفاق ) من و شوهرم علی”

داستان عمل زیبایی سینم پیش دکتر مرد بدون سانسور

داستان عمل زیبایی سینم پیش دکتر مرد

سلام خدمت تمام بازدیدکنندگان عزیز وبسایت من ستایش هستم
داستانی که می خوام براتون تعریف کنم که مال سال قبل مقایسه رفته بودم مطب دکتر البته اینم بگم من ۲۷ سالمه
دانشجوی کارشناسی ارشد تربیت بدنی هستم
از اونجایی که من استاد تربیت بدنی هستم همیشه به اندام هایم بسیار اهمیت می دهم ادامه خواندن “داستان عمل زیبایی سینم پیش دکتر مرد بدون سانسور”

داستان

سلام و درود به شما خوانندگان محترم عزیز وب سایت خاطره که می خوام براتون تعریف کنم مال تابستون سال قبل
اون موقع تازه قبول شده بودم دانشگاه رفته بودم کارهای انتخاب رشته و انجام بدم


البته اول می خوام خودمو معرفی کنم من آرش هستم ۱۹ سالمه و تازه ب دانشگاه قبول شده بودم اون موقع
وقتی که رفتم کارای انتخاب واحدم بکنم یک دختر خیلی زیبایی و دیدم که واقعا منو مجذوب کرد ادامه خواندن “داستان”

داستان

سلام خدمت شما دوستان عزیز من بیتا هستم ۲۱ سالمه این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم در مورد دوستم الناز هستش


الناز همکلاسیم بوده باهم تو دوران دبیرستان هر چند سالش با هم بودیم تو دوران دانشگاه هم که تازه قبول شدیم با همیم

الناز هم ۲۱ ساله و یک ماه از من کوچیکتره
اونم که یکم چاقتر از من ۷۵ کیلو منم که ۶۵ کیلو بدنم کاملا ورزشکاری یه روز به دوستم گفتم
میخوای ببرمت باشگاه بدنسازی اندام رو به راه تر بشی دارم می خوام یه کم کار کنم بازم از این بهتر بشم
البته هدف من واقعاً پرورش اندام نبود من فکرم تو یه چیز دیگه بود که می خواستم ببینم دوستم واقعا پایه هستش یا نه ادامه خواندن “داستان”

داستان

سکس ضربدری زوج تهرانی

سلام خدمت شما دوستان عزیز بهنام هستم ۳۷ سالمه این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مال ۲ ماه قبل من
تازه ۳ ساله ازدواج کردم با دختری به نام پریا .خیلی باهم
راحتیم در مورد هرچی که فکرشو بکنید ما با هم صحبت می کنیم و هیچ گونه
رودرواسی با هم نداریم


از طریق فضای مجازی بهتر بگم همون اینستاگرام با یه زوج دیگه آشنا شدیم که مثل ما تو تهران زندگی می کردند
با هم کم کم رابطمون گرم گرم تر می شد تا اینکه قرار بود همدیگر را از نزدیک ببینیم… ادامه خواندن “داستان”

داستان بهزاد و همکارش تو بیمارستان

داستان بهزاد و همکارش تو بیمارستان

سلام خدمت شما دوستان عزیز بهزاد هستم ۲۷ ساله داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مال سال قبله اون موقع من دانشجوی پرستاری بودم یه دختری به نام مینا آشنا شدم اونم اون هم از همکارای ما بود تو بیمارستان دختر خیلی خوبی بود که ۱۷۵ داشت اندامه لاغری داشت و خدمت شما عرض شود که اون هم دو سال از من کوچکتر بود با هم آشنا شده بودیم کم‌کم رابطه اون روز به روز گرم تر می شد تا اینکهووو ادامه خواندن “داستان بهزاد و همکارش تو بیمارستان”

دانلود داستان و قصه صوتی برای کودکان و نوجوانان

داستان های صوتی عالمی برای خود دارد

در این ست قصد داریم داستان های صوتی زیبا برای کودکان و نوجوانان قرار دهیم.

این داستان ها بشتر جنبه ی آموزشی دارند.

 

ادامه خواندن “دانلود داستان و قصه صوتی برای کودکان و نوجوانان”

داستان واقعی

این داستان مربوط به ساک زدن دختر خالم الناز هستش

سلام خدمت شما دوستان و خوانندگان عزیز وب سایت من رستم هستم

26 سالمه دختر خالم الناز 24 سالشه.

تو آپارتمانی که زندگی میکردیم الناز خانوم هم همسایه طبقه بالامون بود. ادامه خواندن “داستان واقعی”

https://irandeganib.ir/