داستان

خب سلام کنم خدمت اون دسته از دوستانی که میگن ما فعالیت می‌کند و داداش گلم من با فعالیت من کم نشده شما کم کم لطفی از شما دوستان عزیز خب دوستان داستانی که می خوام براتون

ادامه خواندن “داستان”

داستان من و شوهر خالم علی

نیلوفر هستم و 24 سالمه خوب بزارین یک راست برم سر اصل ماجرا و کلا از حاشیه رفتن و وقت تلف کردن بیزارم.

خوب داشتم میگفتم دقیقا یادمه تابستون سال قبل بود یعنی ماه اول تابستون تصمیم گرفتم یه مدت برم خونه خاله و شوهر خالم. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خالم علی”

داستان من و پسرم متین

سلام به شما همراهان همیشگی من میترا هستم و 43 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به هفته قبل هستش که پسرم متین از مدرسه اومده بود.

متین هم 18 سالشه.

بزارین اول خودمونو معرفی کنیم بعد بریم رو شرح زندگی و بعدش ادامه ی ماجرا من میترام 43 سالمه تهران زندگی میکنیم قدم هم 160 هستش حدودا. ادامه خواندن “داستان من و پسرم متین”

https://irandeganib.ir/