داستان

سکس ضربدری زوج تهرانی

سلام خدمت شما دوستان عزیز بهنام هستم ۳۷ سالمه این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مال ۲ ماه قبل من
تازه ۳ ساله ازدواج کردم با دختری به نام پریا .خیلی باهم
راحتیم در مورد هرچی که فکرشو بکنید ما با هم صحبت می کنیم و هیچ گونه
رودرواسی با هم نداریم

داستان کوس و کون دادن زنم به مرد غریبه سکس ضربدری ایرانی سکس ضربدری ساک زدن زنم جلو مرد غریبه دیدن سکس دوستم با زنم داستان سکسی ضربدری با زوج تهرانی داستان سکسی ایرانی داستان سکسی داستان سکس ضربدری ایرانی داستان سکس ضربدری داستان سکس
از طریق فضای مجازی بهتر بگم همون اینستاگرام با یه زوج دیگه آشنا شدیم که مثل ما تو تهران زندگی می کردند
با هم کم کم رابطمون گرم گرم تر می شد تا اینکه قرار بود همدیگر را از نزدیک ببینیم… ادامه خواندن “داستان”

داستان

داستان سکسی ضربدری

سلام دوستان اسمم لیلا هستش این داستانی که برای شما عزیزان تعریف میکنم تک ب تکش واقعیه پس لطفا اول بخونید بعد نظر بدید.

اول از خودم بگم قدم 169 هستش 53 کیلو و بادی ورزشکاری دارم.شوهرمم که اسمش نادر هست و یک سالی میشه که ازدواج کردیم.قد 184 و ورزنشم 80 کیلو هست و بدن کامل ورزشکاری رو داری طوری که هر زنی رو به خودش جذب میکنه.

یک روز که به محله جدید نقل مکان کرده بودیم با خانوتده همسایمون که تو طبقه پایین ما زندگی میکردیم اشنا شدیم.به ما خوش اومد گفتن و تو نقل مکان کمکمون کردند.

تعجب کردیم که این‌دورو زمونه اصلا همچین ادمای خوبی هم وجود داره که اینطور بدون کوچکترین چشم داشتی کمک میکنند.

بعد که وسایلارو کامل جا به جا کردیم مارو شب به خونشون دعوت کردند.چون میدونستن ما باید کلی از دکوراسیونو جا به جا کنیم تا بتونیم برا خودمون غذایی چیزی درست کنیم.

شب رسید من و شوهرم رفتیم خونشون.در زدیمو درو باز کردن خوش اومد گفتن مام اومدیم داخل شامو حاضر کردن خوردیم مام که واقعا شرمندشون شده بودیم به این فکر فرو ر۴تیم چه کاری متونیم بکنیم که جبران زحماتشونو کرده باشیم.

بهشون گفتیم تا فردا شب که اسباب اساسیه رو چیدیم شمام بیایین منزل ما از خجالتتون در بیاییم.گفتن انجام وظیفست برای همسایه جدیدمون حتما ف دا شب مزاحمتون میشیم.

روز موعود فرا رسید اونا هم اومدن خونمون.درو که باز کردیم تعجب کردیم باورتون نمیشه وقتی درو باز کردم….

این‌داستان ادامه دارد تو بخش نظرات بگین ادامشم بزاریم و براتون بفرستیم.

جریان از اونجا شروع شد