داستان من و مامان جونم

باز هم درودی دیگه به شما عزیزان.

کورش هستم و 24 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به ماه قبله.

داستان من و مامان جونم داستان کوس و کون دادن مامانم توی حمام داستان سکس پسر و مادر داستان سکس با محارم داستان سکس با مامانم داستان سکس با پسرم تو حموم داستان حشری کردن مامانم تو حموم

اول از خودم بگم 24 سالمه قدم هم 179 هستش و اندامم کلا ورزشکاریه همیشه هم مرتب میریم باشگاه و به اندامم خیلی اهمیت میدم.

ماجرا از اونجا شروع شد که مامان و بابام از هم جدا شدن.

بابا هم یه زن گرفت ولی مامانم هنوز مطلقه هستش و من بیشتر با مامنم زندگی میکنم

یک سالی میشه از اون اتفاق تلخ میگذره.

مامانم از زیبایی چیزی کمی نداره تازه چهل سالشه ولی مثه سی سالهاست.

نمیدونم چرا بهمون خیانت کرد بابام خیلی اسرار به طلاق داشت.

چون مامنمم قبول نمیکرد که زن دوم رو بگیره از بابام خیلی متنفرم کاریو که باهامون کردو هیچ وقت نمیبخشم.

البته شاید بخشیدم خودمم نمیدونم.البته نه اینکه بد بابام رو بخوام نه خدا سرشو سلامت نگه داره.

ولی کاری که در حق مادرم کرد رو هیچ وقت از یادم نمیره.

خوب داشتم میگفتم از اونجا ماجرا شروع شد برام تقریبا یک ماه قبل که از سرکار اومده بودم خونه مامانم اون روز نگاهای عجیبی داشت.

انگار یه چیزی میخواد بهم بگه و از من یه چیزی میخواد ولی روش نمیشه.

از چند روز قبل اینطور شده بود ولی امروز تصمیم گرفته بود حرف دلشو بزنه بهم گفت پسرم کورش یه کاری بکنم به مامان النازت نه نمیگی.

گفتم نه مامان تو هرچی ازم بخوای برات انجام میدم.

گفت فقط وقتی حرفی که میخوام بزنیو اگه خوشت نیومد ندیده بگیر ولی اگه منو دوست داری و قبول کردی خیلی ازت ممنون میشم.

گفتم میخوای چیکار کنی مامان جون.

گفت ده دقیقه بیا تو اتاقم بهت میگم.

منم فقط منتظر موندم که ببینم  مادرم چی میگه ده دقیقه گذشت و رفتم تو اتاق.

مامنم رو دیدم که اونور اتاق رو زمین نشسته گفت بیا پسرم اینجا کنارم بشین بهت بگم.

دستمو گرفت و بهم گفت ازم چی میخواد و میخواست ازم.

وقتی این حرفو زد کلا هنگ کردم خیلی گیج شدم باورم نمیشد از مامنم همچین انتظاری ندارشتم که به پسرش اینطور بگه البته ته دلم یه چیزی میگفت که کورش قبول کن ولی از اونور عذاب وجدان میگفت

خوب داشتم میگفت وقتی مامانم بهم گفت میخواد شوهر کنه نمیدونستم چی بگم گفتم هر طور دوست داری زندگی خودته مامن جون من فقط شادی تورو میخوام هر کاری که خوشحالت میکنه رو انجام بده.

مرسی که با ماه مراه بودین به نظرتون با ازدواج مجدد مامانم ممخالفت کنم یا موافقت نظر شما چیه بچها؟؟؟

داستان سکس من و مامان جونم داستان سکس پسر و مادر داستان سکسی محارم ایرانی خانوادگی کوس و کون دادن مامانم بهم تو حموم وقتی بابام نبود ساک زدن و کس دادن مامان حشریم داستان حشری کردن مامانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *