مشاهده ویدیو   مشاهده ویدیو                        

داستان من و عمه فریده

سلامی به گرمای لطافت ابرهای بهاری من پیمان هستم و داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیت هستش نه چیزیو اضافه گفتم و نه دروغه و تنها جیزی که با این دو چشمام دیدم رو میخوام براتون در میون بزارم.

داستان من و عمه فریده داستان گاییدن عمه فریده داستان کوس و کون دادن عمه فریده داستان سکسی داستان سکس محارم خانوادگی داستان سکس با عمه فریده

خوب دوستان بزارین اول از خودم بگم من پیمان هستم و 25 سالمه و ساکن تهران البته پایین شهرش هسم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز مثه همیشه که میخواستم برم دور دور و یه سفری داشته باشم و حال و هوایی عوض کنم.

من تو یه خانواده چهار نفره زندگی میکنم من و داداش کوچیکم رضا که اون هفده سالشه و مامان و بابام.

بابام همکارمنده بانکه مامان هم فرهنگی هستش و معلم هستش.

خونه ی عمه ام اینا توی کرج هستش و عمه ام کوچیکترین خواهر خانوادشون هستش و اون 30 سالشه و سه سالی میشه با فرید ازدواج کرده شغل فرید هم طوریه که اکثرا میره سفر های کاری و به ندرت خونه باشه.

قبل از اینکه حرکت کنم برم خونه ی عمه اینا اول باید میدونستم خونه هستن یا نه زنگ زدم اول به فرید که یه سلامو احوال پرسی گرمی با هم داشتیم که بهش گفتم فردا میخوامبیام خونتون و کجایی که گفت من تا اخر هفته نمیرسم بیای ول عمت خونه هستش تو برو بعد منم میام.

بهم گفت حتما تا وقتی که من نیومدم نری و خونه بمون یه حالو احوالی عوض کنی.

که گفتم چشم حتما خلاصه بار سفرو بستمو خودم رو اماده کردمکه فردای اون روز برم سفر خونه ی عمه ام البته نمیشد گفت سفر چون کلا بیشتر از دو ساعت راه نبود از خونه ی ما تا خونه ی عه اینا.

خلاصه رفتم و زنگ زدم به عمه میخواستم سوپرایزش کنم البته زنگ در خونشون که آیفون رو برداشت گفتبله ما گفتم ماموربرق هستم لطفا درو باز کنین کمنتور رو چک کنم کنتورتون نشتی دارهو خودتون هم بیایین پایین.

با استرس گفت چشم الان میاد و بعد که اومد منم صورتمو اونور کرده بودم که منو نبینه که گفت بفرمایین شما مامور برق هستین که صورتمو برگردوندن گفتم نه عمم ماو برفه تا اینو گفت ترکیدیماز خنده عمه هم خیلی خوشحال بود خلاصه یه هفته ای اونجا بودم و شوهر عمه هم اومد خاطرات خوبی بود من کلا در حال تفریح بودم هی میرفتمخرید هی میرفتم پارک واقعا لذت خوبی داشت مرسی از شما عزیزان امیدوارم خوشتون اومده باشه. از داستانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *