مشاهده ویدیو   مشاهده ویدیو                        

داستان من و شوهر خالم علی

نیلوفر هستم و 24 سالمه خوب بزارین یک راست برم سر اصل ماجرا و کلا از حاشیه رفتن و وقت تلف کردن بیزارم.

داستان من و شوهر خالم علی سکس با شوهر خاله داستان کوس و کون دادنم به شوهر خالم داستان سکسی داستان سکس با شوهر خاله ام داستان سکس خاطرات سکسی

خوب داشتم میگفتم دقیقا یادمه تابستون سال قبل بود یعنی ماه اول تابستون تصمیم گرفتم یه مدت برم خونه خاله و شوهر خالم.

خلاصه من چون همراه نتونستم پیدا کنم تصمیم گرفتم تنهایی حرکت کنم برم سمت کاشان خونشون.

خونه ی ما هم توی تهران هستش خلاصه شب قبل از حرکت تصمیم گرفتم بارو بندیل سفرو ببندم و فردای صبح و اول وقتش بلیط بگیرم و برم سمت خونه ی شوهر خالم.

صبح زود بیدار شدم صبحونه خوردم زنگ زدم تاکسی گرفتم و رفتم سمت ترمینال اونجا رسیدم منتها دیر شده بود فورا رفتم بلیطم رو گرفتم و بعدشسرویسمو دیدم که داره حرکت میکنه تند تند دویدم و وایستاد و سوار شدم.

چند ساعتی تو راه ودیم بلاخره رسیدیم به ترمینال کاشان.

از اونجا هم تاکسی گرفتم و رفتم سمت خونه ی شوهر خاله ام اقا علی خلاصه این سری بر عکس سری های قبل تصمیم گرفتم سوپرایزشون کنم.

خلاصه رسیدیم دم در خونشون.بعد هم زنگ زدم به خاله که گفت سلا نیلو جان چطوری چخبرا گفتم سلام خاله کجای گفت بیرونم سرکار گفتم چطور مگ گفم هیچی من دم ر خونتونم که گفت جدا اومدی بلاخره خداروشکر که گفت زنگ بزن به شوهر خالت اون خونست.

خلاصه رفتم اونجا شوهر خالم درو باز کرد رفتم تو.

یه سلامو احوال پرسی گرمی کردم که شوهر خاله گفت چخبرا نیلو بابات مامان چطورن گفتم خداروشکر سلام میرسونن.

خلاصه نگاهای عجیبی داشت بهم شوهر خاله نمیدونم واس چیه هی زیر چشمی نگاه میکرد هی می خندید بهم از خجالت داشتم اب میشدم میرفتمزمین که یهو زدم به سیم اخر گفتم علی اقا شوهر خاله  ی عزیزم چیزی دیدیبه منم بگو با هم بخندیم.

یهو دیدم ترکید ا خنده انگار منتظر بود من یه چیزی بگم گفت ببخشید نیلوفر جان دخترم دست خودم نیست اگه بگم شاید ناراحت بشی و شاید خودتم بخندی بستگی به خودت داره که گفتم باشه بگو ناراحت نمیشم که بعش گفت جورابات رو ببین.

وای بچها باورتون نمیشه سرخ شدم وقتی که نگام به جورابام افتاد بله جورابام سوراخ و لنگه بودن.

مرسی ازتون ااین داستانو گفتم واس اون دسته از بچهایی که همیشه وقتی میرسن جایی بیرون یا سفر خودشونو تو آیینه نگاه نمیکنن حتما یه آیینه قدی بخرین بزارین تو اتاقتون مثل من نشین مرسی ازتون کامنت یادتون نره.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *