داستان من با پسر خوشگل

با سلام و درود خدمت شما عزیزان من امیر هستم و 27 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یک هفته قبله اون موقع از طریق تلگرام یادمه با یه پسری به اسم کورش آشنا شدم.

داستان من با پسر خوشگل گی داستان گی با پسر خوشگل داستان سکسی گی داستان سکسی داستان سکس پسر با پسر

کمکم ارتباط ما جدی شد تا اینکه به کورش گفتم با هم قرار ملاقات بزاریم.

اون تو بالا شهر زندگی میکرد منم بچه ی پایین بودم.

و البته اینو هم بگم این اولین باریه که یه دوست مجازیو ملاقات میکردم.

باورم نمیشد خیلی دل بسته شده بودم به کورش.

قرار بود فردا یه پارکی که مشخص کرده بودیم هم من بیاد هم اون.

زمان به ندی میگذشت از بس چشم انتظار بودم تا اینکه خودمو زدم به بی خیالی و گفتم برم یکم فیلم ببینم تا سرم گرم بشه.

هیچی تا اینکه آخر شب بود و باید زود میخوابیدم که فرداش ساعت 9 پارک باید باشم.

بلاخره روز موعود رسید و از خواب بیدار شدم

سعی کردم بهترین تیپی که میتونم بزنم رو انتخاب کنم.

بلاخره هر طور شد آماده رفتن شدم.

ساعت هفت بود دو ساعت وقت داشتم با خودم گفتم هم برم پمپ بزنین هم اینکه ماشینو ببرم کارواش.

بلاخره این اولین قرارم با یه دوست خاص مجازی بود.

ساعتای هشتو نیم بود که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره.

رفتم ببینم کیه دیدم خود کورش هستش.

خیلی خوشحال شدم واقعا استرس داشتم مونده بودم چیکار کنم که استرسم کم بشه.

جواب دادم و گفتم الو سلام کوزش جان کجایی گفت من همین الان رسیدم منتظرتم.

منم گفتم تا 5 دقیقه دیگه اونجام بلاخره رسیدم به پارک

ماشینو یه گوشه پارک کردم و شروع کردم به گشتن پارک خیلی بزرک بود باید بهش زنگ میزدم و میپرسیدم کجا هستش.

رفتم زنگ زدم گفت بلان جا کنار فلان نیمکت منم فهمیدم وفوری رفتمداشتم از پشت سرش میومدم وای باورتون نمیشه بچها خیلی جا خوردم.

قدش دو متر بود پشمام ریخته بود.

خیلی تعجب کردم بیشتر از قبل استرسم بالا رفتم.

گفتم خدایا شکرت این چه دوستیه میبینمش میترسم.

خودمو کنترل کردم ورفتم خلاصه باهم بیشتر آشنا شدیم.

الان از اون خاطره یک سال میگذره و من قراره به زودی برم خواستگاری خواهر کورش.

مرسی دوستان از اینکه خاطرمو خوندین.حتما کامنت بزارین البته اگه وقتشو دارین و افتخار میدین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *