داستان منو خدمتکار خونمون تو انباری وقتی زنم خونه نبود

سلام به همه ی شما همراهان همیشگی و غیر همیشگی سایت داستان من کاظم هستم و 29 سالمه

ماجرایی که میخوام براتون بازگو کنم فقط چیزایی که با چشم خودم دیدم رو تعریف میکنم نه جیزی بیشتر و نه چیزی کمتر.

ماه قبل بود که برای گرون شدن کرایه خونه تصمیم گرفتیم بریم اطراف شهر زندگی کنیم اخه کرایه خونه هم هزینش زیاد بود و ما هم نمیصرفید تو اون خونه زندگی کنیم البته نه تنها این موضوع بلکه واقعا با این هزینه بالا هم نمیصرفید و صاحب خونه هم کوتاه نمیومد.

خلاصه وقع اسباب کشی بود که ما هم دست تنها بودیم البته واس کارای مردونه و سنگین جا به جایی وسایل کارگر گرفته بودم ولی منتها یه سری کارای زنونه در مورد تمیز کاری و دکور خونه بود که زنم تنها بود و باید یه خدمتکار میگرفتم.

از همون همسایه ها یه زنی اومد که گفت کمک نمیخوین از ظاهرش فهمیدم شغلش همینه و از سر ثواب نیست اومده گفتمباشه قیمتتون چنده

خلاصه گفت چند روز کاردارین و چه کاراییو باید انجامبدیم خلاصه با یه قیمت خوبی با همم توافقکردیم.

ولی مشکل اینجا بود خانومم میگفت من نمیخوام تو الکی پول بودی و خودم هستم همه رو انجام میدم فوق ش چند روز بیشترطول میکشه که گفتم عزیزم این چه کاریه نیازی به این کارا نیست.

خلاصه منم پامو تو یه کفش کردم و اون زنو گفتم بیاد شرع به کار کنه خلاصه چند روز کار کرد و دیدم یهو بهم گفت ببخشید من نمیتونم بیشتر کار کنم وبقیه روزارو کهقرار بود کار کنیم از هزینه کم کنین که گفتم چرا چیزی نمیگفت و بهونه های الکی میاورد

که بعد از زیر زبونش با اسرار و پیله بودن زیاد کشیدم بیرون و گفت خانومتون تهدیدم کرده گفته دیگه نیا اینجا و یه بهونه الکی بیار وبرو و کلا با من خیلی بد رفتاری میکنه.

خلاصه  منم مجبور شدم اینکاروکنم.

مونده بودم چیکار کنم خودمم رو یه دو راهی گیر کردم.

خلاصه وقتی گفتم اگهراست میگی مدرکت کو که صدای ضبط شده رو نشونم داد و کلا هنگ کرده بودم مونده بودم چی بگم

مرسی عزیزان واقعا داستان عجیب و جالبی بوداین داستانو گفتم واس دوستانی که میخوان خدمتکار بیارن تا جایی که میتونید کارای خونه رو خودتون انجام بدین شرایط اضظراری نبود خدمتتکار نیارین مصه من نشین مرسی ازتون خدانگهدار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *